اگر به نام این فیلسوفان درباری دقت کنید، متوجه می شوید اکثر آنها اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی یا بوده و یا هستند. از آنجا که موضوع اصلی انقلاب فرهنگی تحول در فرهنگ و علوم انسانی است، و با نظر به نگرانی رهبر جمهوری اسلامی در سال هشتاد و هشت در مورد حضور بیش از نیمی از دانشجویان کل کشور در علوم انسانی، متوجه تناقضات عجیبی در سخنان این مسئولین می شویم که شاید یکی از آنها همین برخورد دوگانه نسبت به موضوع انقلاب فرهنگی، به تعبیری عدم تحقق هدف اصلی آن انقلاب احتمالا شکوهمند، باشد. به نظر می رسد اینان می دانند به چه نتیجه ای باید برسند، اما نمی دانند چگونه. می گویند می دانند چگونه، اما شاید سالهای سال به طول انجامد. در عیم حال اینان بسیار سرخوردگی نشان می دهند از نتایج بدست نیامده. باز اما گویند که امیدها دارند. سالهاست که در حال انجام وظیفه انقلابی هستند و امکانات فراوانی داشته اند. اینان گاهی حتی به نوعی همدیگر را متهم می کنند و به خشم از فقدان نتیجه دچارند. گویی موضوع بحث شان در غوغایی طولانی گم شده و واژگانی مدام تکرار می شوند که چند مدعا یا شعار را تشکیل می دهد. نیم نگاهی به اظهار نظرات اینان، فقط برای نمونه، که در رسانه های رسمی جمهوری اسلامی طرح می شود نشان از سردرگمی های کسانی دارد که به استخدام نظام آموزشی این نظام درآمده و نان از این خوان خورند، اما نمی توانند بگویند چه می کنند.
رهبر
جمهوری اسلامی ایران در حکمی که برای آغاز دوره جدید شورای عالی انقلاب
فرهنگی صادر کرد، نوشت "شورای عالی انقلاب فرهنگی باید جبهه دلبستگان فرهنگ انقلابی را دلگرم و
معارضان را ناامید کند. موانع را از سر راه فعالیتهای خودجوش مردمی کنار
بزنید. تحول در علوم انسانی هنوز به سرانجام مطلوب نرسیده است".
رهبر جمهوری اسلامی گفت "پس از سالها تأکید بر اهمیت کار علمی، اکنون حرکت علمی کشور به موفقیت های
بزرگی دست یافته و
در بُعد جهانی نیز شناخته شده است و در واقع می توان گفت
از نهضت علمی جمهوری اسلامی ایران، در دنیا، رونمایی شده است،" "مهمترین نگرانی این است که نهضت علمی کشور که پس از سالها زحمت و مجاهدت و
حرکت در مسیری سخت، به نیمه راه رسیده است، دچار وقفه یا توقف شود،" و نهایتا چیزهایی درباره "معنای تحول در علوم انسانی" گفت.
فرهاد دانشجو٬ رئیس سابق دانشگاه آزاد، گفت "ما در بسیاری از رشتههای علوم انسانی با هجمه فرهنگی ـ علمی روبهرو هستیم. سایتها حرف و حدیثها، تئوریهای بیخود، اطلاعات غیرواقع یا اختلاط شده یا واقع و غیرواقع را در اختیار میگذارند و شاید به سختی بتوان واقعیت و حقیقت را از آن استخراج کرد. مثلا ممکن است در بعد فرهنگی، ده و بیست تئوری بگویند تا خیلی ها متوجه نشود کدامشان درست است و رسیدن به واقعیت، کار سختی شود."
غلامعلی حدادعادل٬ مشاور علی خامنهای، گفت: "امروز شاهد گرایش روزافزون دانشجویان به رشتههای علوم انسانی هستیم و این آمار محصلین نگران کننده است،" "آنچه در دانشگاهها در تضاد و تعارض با آموزههای و مبانی دینی ما باشد موضوع تحول است" و "اگر در تحول علوم انسانی موفق نشویم انقلاب اسلامی ناقص خواهد ماند از همین رو لازم است علوم انسانی سازگار با مبانی اسلامی در دانشگاهها داشته باشیم." او همچنین اینگونه به تاریخچه بحث نیز پرداخت "این علوم از بدو ورود به ایران مورد تحقیق جدی و عمیق قرار نگرفتند و
احاطهی کافی بر مبانی فکری آنها در بین اندیشمندان ایرانی حاصل نشد. با
شتابزدگی، به تقلید غرب پرداختند و نظامهای آموزشی آنها را بدون
مطالعهی اساسی و بدون سنجش با مبانی دینی و نیز مبانی فلسفی اسلام به
ایران آوردند. به تدریج عناوین رشتهها و گرایشهای متعددی در دانشگاهها و
دانشکدههای ما مطرح شد." حداد اینگونه به وضعیت فلسفه اسلامی نیز اشاره کرد که "جای فلسفهی اسلامی در دانشکدهی الهیات بوده است و مانند یک جریان ضعیف
بیتأثیر یا کمتأثیر، تنها به عنوان میراث فرهنگی مورد احترام بوده و
تکرار میشده، اما جدی گرفته نمیشده است؛ مانند یک لباس قدیمی که در گنجه
آویزان میکردند و مواظب بودند که بید نزند و ممکن بود سالی یک بار هم در
عزا یا عروسی بپوشند، ولی باز هم در میآوردند و کنار میگذاشتند. فلسفهی
اسلامی، جزء تشریفات و آداب و رسوم به شمار میآمد." عادل در حال حاضر نماینده مجلس٬ عضو مجمع شخیص مصلحت نظام٬ رئیس
«شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی» و عضو موسسه «آموزش و مجمع جهانی
اهل بیت» است.
رحیمپور ازغدی گفت در مسیر ایجاد تحول در علوم انسانی ۱۰ تا ۲۰ شهید باید داشت تا تحول ایجاد شود، "ما یک جریان محافظه کار در کشور داریم که از این طریق نان میخورند به همین
دلیل است که با هر نوع تحول در علوم انسانی مخالف هستند زیرا منزلت خود را
از دانشگاههای فعلی کسب کردهاند،""دانشگاه ها ما محل تولید علم نیستند بلکه مکانی برای تولید مثل می باشند،" "در عرصه علوم انسانی اکثر اساتید ما اهل تعبد هستند نه تعقل،" و اینکه "دانشگاه های ما از تاریخ عقب مانده اند."
عباسی "به رخوت اساتید علوم انسانی کشور اشاره کرد" و گفت "اگر ما چند تا آدم
داریم که سوریه، فلسطین و لبنان را از دست متفکرینی که شما (اساتید لیبرال
علوم انسانی) از دست آنها دکترا گرفتید، آزاد کردند، اگر کسانی داریم که
این مملکت را ۳۶ سال نگه داشتند، مطمئن باشید علم این مملکت را هم خودمان
تالیف می کنیم،" و اینکه "دانشجویان ما دارند توسط
اساتید علوم انسانی مسیحی می شوند که اگر سکوت کنیم چه جوابی برای خون
شهدایی که در ۸ سال نبرد سخت جانشان را تقدیم کردند خواهیم داشت؟"
محیالدین حائری شیرازی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری، با تأکید بر اینکه "استخراج و استنتاج علوم انسانی از طریق و مسیر قرآن" صورت نگرفته، و اینکه "کرسی علوم انسانی در کشور ما به منزله تنگه احد در جنگ احد است،" گفت "غربیها همین علوم انسانی را ابزار تسلط بر ملتها و زمینه ساز استعمار کشورها قرار دادهاند،" "شیطان از راه علوم انسانی وارد شد،" "علوم انسانی غرب را به هرچیزی بزنند میمیراند،" و "مشکل اساسی در علوم انسانی، شک است."
محمدباقر قالیباف٬ شهردار تهران، گفت در "علوم انسانی تحت تاثیر فرهنگ
لیبرالیستی و غرب هستیم،" و "این چالشی است که در حوزه علوم انسانی وجود دارد."
احمد احمدی٬ دبیر کارگروه فلسفه شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی، "دامنه بحران علوم انسانی را در این سالها به فلسفه کشاند؛ به عبارت بهتر کانون بحران را فلسفه قرار داد." احمدی گفت "دانشجوی مقطع کارشناسی
رشته فلسفه بعد از اتمام چهارسال تحصیل نه میتواند معلم معارف شود و نه
میتواند شغل مناسبی پیدا کند به همین خاطر پیشنهاد کردیم اگر رشتهای
کارایی لازم را ندارد، تغییر کند و در فلسفه این کار انجام خواهد شد."
نقدی گفت "متأسفانه دانشگاههای ما نتوانستند
عموم انسانی اسلامی را ارائه دهند. و در این زمینه بسیار عقب هستیم و متأسفانه دانشجوی ما امروز باید شنونده افکار لیبرالی باشد،" و "فجایع امروز غزه دستاورد اصلی علوم انسانی غرب است." نقدی شهریور ماه سال ۹۱ نیز گفته بود که " "دروس امروز دانشگاهی عین جهل است"
و این علوم "ریشه تمامی مفاسد است که سبب استحاله اخلاقی دانشجویان ما در
دانشگاهها" میشود. "از آنجا که نظام آموزشی کشورمان در بسياری از رشتههای فکری مانند اغلب
رشتههای علوم انسانی، يک نظام وارداتی و غربی است، به ترويج انديشهها و
سبک زندگی غربی در ميان جوانان دامن خواهد زد و اين مشکل تا زمانی که علوم
بومی و درونزا نداشته باشيم، همچنان ادامه خواهد داشت."
صدرالدین شریعتی با اشاره به اینکه "امروز این همه اصرار و پافشاری دارند که تحولی در علوم انسانی انجام دهند،" گفت "ما
باید این حرکت بازسازی علوم انسانی را با آن مبانی اسلامی مد نظرمان دنبال
کنیم تا روابط انسانی با مبنای صحیح در جامع حاکم شود. به نظر من یک
دعواست، یک جنگ است، جنگ دو فرهنگ است."
ابراهیم فیاض٬ استاد دانشگاه گفت "امروزه افتخارات ما موشک و هواپیما می باشد و متاسفانه تفکر جزء افتخارات
ما نیست و نهادهای مربوطه از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز منحط می
باشند و چنین نهادهایی مقدمه ای بر رشد فساد فکری در ایران شده اند. و رکود
فکری و علمی در ایران در حال شکل گیری است،" و
رابطه «مرید و مرادی» به استبداد ختم میشود. فیاض در همایش فرهنگ و تکنولوژی گفت "همه ساختاری را که توضیح دادم امروز در جامعه ما هم به نوعی وجود دارد و ما
هم وارد چنین سیستم و ساختاری شدهایم. این ساختار یک ساختار جهانی است و
گویا ما هم از آن تقلید میکنیم. در این حوزه انسان به طور ناخودآگاه تبدیل
به حیوان میشود و دیگر متافیزیک جایگاه خود را از دست میدهد و همه چیز
تبدیل به فیزیک و مسائل این جهانی میشود. به همین خاطر است که دین هم با
پذیرش این ساختار عقیم میماند و کاری از آن ساخته نیست."
علی پایا نیز در همان همایش گفت "علوم انسانی و اجتماعی در وجه تکنولوژیک خود یعنی وجهی که با تغییر و کنترل
سروکار دارد، می توانند به ابزاری در خدمت ایدئولوژیها تبدیل شوند.
مهندسان و عالمان علوم انسانی و اجتماعی ازجمله فقها می توانند به صورت
مشترک به بهینه سازی مهندسی و علوم انسانی و اجتماعی مدد رسانند."
کلباسی، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی، گفت "انسان مد نظر قرآن و فلسفه و عرفان، اصلا آن انسان مد نظر کانت و دکارت
نیست. انسان مد نظر کانت و دکارت فراگیر شده اما انسان مد نظر ملاصدرا
فراگیر نشده است. انسان کانت و دکارت، اومانیست است و نگاه تصرفی به عالم
دارد، اصلا شک نکنید که این علوم سکولار هستند."
نعمت الله فاضلی (که هرچند نمی توان او را در رده فیلسوفان درباری قرار داد)، گفت "دارالفنون به معنی سرزمین تکنیکها... نشانهی دقیق و روشنی است از نحوهی تفکری که ما نسبت به علوم انسانی-
اجتماعی و همچنین علم مدرن به طور کلی داشتیم. ما علم مدرن را در ابتدا به
عنوان مجموعهی از تکنیکها، فنون و ابزارهایی میدانستیم که این فنون و
ابزارها باید در خدمت «نظام سیاسی» جامعه قرار بگیرد." او در پاسخ به این سوال که «رشتههای علوم انسانی در پاسخ به نیازهای حاکمیت سیاسی شکل گرفته است؟» پاسخ مثبت دارد. سپس وضعیت علوم انسانی، مدرک، مدرک کالا و نهایتا کالای زائد مدرک، پس از انقلاب را چنین توصیف کرد "آرام آرام مدارج تحصیلی علوم انسانی- اجتماعی به یک معنا تبدیل به کالاهایی
بیهوده و فاقد سودمندی مشخص تبدیل میشوند. دو گروه هم از این کالای
بیهودهی تولید شده رنج میبرند: یکی دولت که قادر نیست در نظام بوروکراسی
خود از آنها استفاده کند و از طرفی هم باید پاسخگوی مدارجی که تولید کرده
باشد، و دیگری مردم و خانوادههایی که با سرمایهگذاری خودشان کمک کردند تا
فرزندانشان این مدارک را به دست بیاورند و حالا این مدارک، مانده روی
دستشان و نمیدانند با اینها چه کار کنند. ما معمولاً از این افراد تحت
عنوان بحران بیکاری فارغالتحصیلان نام میبریم که روز به روز هم در حال
گسترش است." او در انتها گفت "چون دولت توانایی اش برای کنترل فرآیندهای تولید و توزیع دانش را محدود
میبیند در نتیجه این فرآیندها را به مثابه «تهدید امنیتی» برای نظام
سیاسی می بیند."
کچوئیان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، گفت "توجه داشته باشیم بین گفتمان هویتی ملیگرایانه و تجددگرایانه هیچ مشکلی
وجود ندارد. منازعه اصلی بین گفتمان اسلامی و آن دو گفتمان دیگر (گفتمان
ملی گرایانه و تجددگرا) است و معمولاً گفتمان هویتی ملیگرایانه پوششی است
که برای گفتمان هویتی تجددگرایانه است." او به مناسبتی دیگر گفت "هویت امروز ما سه عنصر ملی، دینی، تجددی دارد. اما برای برقراری وحدت بین
این سه عنصر نیازمندیم یکی را به عنوان اصل و پایه در نظر بگیریم. با توجه
به پاسخی که تاریخ به ما نشان داده بنیاد هویت ایران اسلام است و دو عنصر
دیگر هیچکدام برابر با اسلام نیستند و برای تعریف هویت باید اسلام را پایه
بگیریم."
منوچهر صانعی درهبیدی، استاد گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی، گفت "ما لنگ لنگان در میان رشتههای علوم انسانی حرکت
میکنیم."
حمیدرضا آیت اللهی، رییس پژوهشگاه علوم انسانی، گفت "اسلامی یا بومی شدن علوم انسانی در همه جای دنیا هست. مثلا جامعه
شناسی آلمان با آمریکا فرق دارد. هر موقعیتی برای خودش یک نوع رویکرد دارد.
چیزی که مهم است این است که نگاه غربیها بر اساس مبانی ارزشی است و شعاری
نیست. آنها فرهنگ خاص خود را دارند که به فرهنگ ما نمی خواند.
نقدی از دانشگاه ها خواسته "ننگ علوم انسانی غربی را از دامن خود پاک کرده و علوم انسانی اسلامی را انتخاب کنند."
ناصر مکارم شیرازی٬ یکی از مراجع تقلید گفت "خارجیها و اجانب علومشان را که برای دیگران میفرستند، گاهی افکار انحرافی
خودشان را در آن جاسازی میکنند و فرهنگ غلط مادی را منتقل میکنند،"
ابراهیم فیاض گفت "ما باید ابتدا علوم انسانی را بومی
کنیم تا عقلانیت بومی بوجود آید. در کشور ما الان دانش فنی اصل است و ما
علوم فنیمحور داریم. اگر به شورای عالی انقلاب فرهنگی نگاه کنید میبینید
که فنی محوری است. اسم آن شورای انقلاب فرهنگی است اما باید نام آن را
گذاشت شورای انقلاب فنیها. شما چند وزیر تا به حال سراغ
داشتهاید که فنی نباشد؟ یعنی همه فنی هستند و ساختارهایی که ایجاد میکنند
نیز ساختارهای فنی است. بنابراین عقلانیت، عقلانیت غربی میشود و وقتی که
عقلانیت غربی به وجود میآید نتیجه همین میشود که خانواده از هم بپاشد و
روابط جنسی آزاد بوجود آید." "او افزود "اگر علوم انسانی جلو میآمد وضعیت ما این نبود. وقتی علوم انسانی را تحقیر میکنید و میگویید که پول در آن نیست... علوم انسانی خیلی سنگین است و باید کتابهای بسیاری را بخوانی..."
علیرضا قائمینیا، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، گفت "این مسئله را نباید مربوط به انقلاب اسلامی کنیم کما اینکه عدهای از مخالفان تلاش دارند این را بحثی سیاسی کنند... طرح مسئله اسلامی بودن علوم بدیهی است..."
حمید طالب زاده، رئیس گروه فلسفه دانشگاه تهران گفت "اگر ما بخواهیم تحولی در علوم انسانی ایجاد کنیم
باید به مؤلفههای اصلی علوم انسانی مدرن توجه کنیم سپس از مؤلفههای حکمت
اسلامی استفاده کنیم."
غلامی، رئیس مرکز پژوهشهای علوم انسانی اسلامی صدرا، گفت "علوم انسانی سکولار ضد مبارزه است."
نقدی گفت "منابعی مستدل و مستحکم در دین مبین اسلام داریم که بسیار انسانساز بوده که
باید در تحول علوم انسانی دانشگاهها به صورت جدی و از راههای میانبر از
این منابع استفاده کنيم و دانشگاه اسلامی تنها راه نجات بشریت از علوم
انسانی غربی است." "مشکل ما این است که تفکری که توانسته خالق موفقیتهای
بزرگ ۳۳ ساله کشورمان و مقاومت و ایستادگی ملت باشد از دانشگاه ما بیرون
نمیآید." نقدی همچنین گفت "هر چه علوم انسانی غربی را زیادتر یاد بگیریم، بیشتر جاهل میشویم، چرا که باید علم نورانی را رها کنیم."
کامران دانشجو٬ وزیر علوم، گفت "کانال علوم انسانی کانال خدشه وارد کردن
به دین است.علوم انسانی غربی نمیگوید نماز نخوان اما پایههای اعتقادی را
سست میکند؛ در واقع علوم انسانی غربی بر پایه مبانی مادی بنا نهاده شده
است." "چرا وقتی ما میگوییم تحول در علوم انسانی به خیلیها بر میخورد و میگویند مگر علوم اسلامی داریم؟"
آیت الله جوادی آملی گفت "هیچ چاره ای نیست مگر اینکه عالم (علوم انسانی)... فقط در محدوده برهان حرکت کند،" "علم قطعی نیست بنابراین هم آن نظریه پرداز فتوای قطعی ندهد و هم آن کسی که نقد می کند... ولی اگر با برهان خواست نقد کند یعنی تجربه او قطعی شد، تام
شد، صددرصد بود، او می تواند نقد کند چه اینکه صاحب نظریه ای دارای تجربه
صددرصد بود و می تواند یقین پیدا کند." جوادی آملی از مراجع تقلید قم گفت "جهان کنونی حرفی برای گفتن
ندارد و متخصصین شرق و غرب در انتظار شنیدن حرف متخصصین جمهوری اسلامی
هستند."
ابراهیم دادجو گفت "برخی اصلاً قائل به تحول از منظر یک مکتبی مثل
اسلام نیستند، مثلاً استاد مصطفی ملکیان قائل به یک مغالطه دراین باره است،
درست است که فهم ما از دین و علوم انسانی و اسلامی ناقص است و اگر بخواهیم
متحول کنیم بازهم علم ما ناقص است اما همواره دانش ما ناقص است... هر اندیشمندی معتقد است که باید عقل گرا باشیم... دین میگوید ای عقل هر چه تو میگویی عقلانی است... دین نمیتواند علوم انسانی دیگری تولید کند..."
علی بنایی معاون امنیتی سیاسی استاندار قم در جلسه مشترک روسای دانشگاههای قم گفت قم مهد علوم انسانی است.
غلامی، ئیس مرکز پژوهشهای علوم انسانی اسلامی صدرا، گفت: "به لطف
خدا، جنبش شکلگیری و تکامل علوم انسانی اسلامی با قدرت در حال پیش رفتن
است. البته اساتید حامی این جنبش در مضیقه هستند... گر برخی حلقههای روشنفکری سکولار دست از تحجر
بردارند و بگذارند فضای آزاداندیشی در دانشگاه حاکم شود، ما با یک جهش
بنیادین در سال آینده روبرو میشویم." او افزود "متاسفانه نیروهای فکری انقلاب و اساتید صاحبنظر،
سانسور شدهاند و رسانههایی نیاز داریم که به این سانسور خاتمه دهند و با
آزاداندیشی کامل وارد میدان شوند."
رسول جعفریان٬ از استادان تاریخ دانشگاه تهران، گفت "متاسفانه و همواره، تاریخ برای ما علم نبوده بلکه ابزار بوده است... ما به عنوان یک قومی که متاسفانه در مسیر انحطاط بودهایم همواره تلاش
کردهایم... مشکلاتمان را تقصیر دیگران بگذاریم. عقب ماندگیمان را انکار
کنیم... اشکال اساسی ما در علم تاریخ مثل بسیاری از علوم انسانی، این است که همیشه
خواستهایم اصولی را اثبات کنیم و بیشتر تأییدی کار کردهایم تا تأسیسی.
روشن است که حاصل آن فقط به درد کسانی میخورد که در چهارچوب گفتمانی ما
هستند، اما خارج از آن کسی برای این مطالب ارزشی قائل نیست. یعنی صورت محلی
دارد نه حتی منطقهای چه رسد به جهانی."
حمیدرضا بابایی٬ وزیر آموزش و پرورش، گفت "تدوین و تالیف کتاب ها براساس سیره ائمه اطهار(ع) ،منویات مقام معظم
رهبری(مدظله العالی)، آموزه های قرآنی و انقلاب اسلامی ایران، صورت گرفته
است که انقلاب بزرگی در تالیف کتب درسی محسوب می شود."
سورنا ستاری، رئیس بنیاد ملی نخبگان، گفت "یکی از علل نبود شبکههای اجتماعی قدرتمند در
کشور عدم تجاری سازی علوم انسانی است که باید در این راستا فعالیتهای
گستردهای داشته باشیم."
فرید العطاس گفت "از نیم قرن گذشته درباره مسائل علوم اسلامی زیاد صحبت شده اما هیچ وقت هم به نتیجه نرسیده است."
مهدی جمشیدی عضو پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، "با اشاره به تاکیدات رهبری در ارتباط با فرهنگ و
مباحث فرهنگ، ناتوی فرهنگی و شبیخون فرهنگی توضیح داد: توجه به ابعاد
فلسفه مضاف باعث میشود تا بهتر فرهنگ عمومی جامعه را بشناسیم و پیامدهای
توجه به این فرهنگ را ببینیم در غرب نگاه آسیبشناسانه به فرهنگ رعایت
میشود حتی خود متفکران غربی هم علاجی برای نابسامانیها پیدا نکردهاند."
مخبر دزفولی، دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی، گفت "باید فارغ التحصیل علوم انسانی بعد از بازنگری در این علوم بتواند در جامعه خود منشأ تحول باشد."
مخبر دزفولی، دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی، گفت "باید فارغ التحصیل علوم انسانی بعد از بازنگری در این علوم بتواند در جامعه خود منشأ تحول باشد."
کریم مجتهدی گفت "بحران علوم انسانی در
ایران آبستن یک فاجعه علمی است. ما با یک سیکل معیوب روبهرو هستیم که یک
ضلع آن را جامعه دانشجویی ما تشکیل میدهد؛ مانند دانشجویانی که کار تحقیقی
و پایان نامه خود را با پول میخرند یا برای تظاهر به دانش، به مدرکگرایی
مفرط میافتند. در ضلع دیگر با یک بوروکراسی ناکارآمد در سیستم
حاکمیتی مواجهیم که حتی امروز متهم به باندبازی میشوند و عدهای میگویند
از فعالیتهای آنان مفاهیمی چون مافیا و پولشویی در علوم انسانی به ذهن
متبادر میگردد؛ بوروکراسی که از ایجاد تحول در علوم انسانی و بومیسازی
آن ناتوان است و حتی رهبر انقلاب گفتند این تحول به نقطه مطلوب نرسیده است." او افزود "کسانیکه در این رشتهها مدرک میگیرند، چه در
مقطع کارشناسی چه ارشد یا دکترا، معلوماتشان بسیار پایین است و بعضیهایشان
هیچ چیز نمیدانند. از جامعهشناسی و روانشناسی که بگذریم، فلسفه هم
همینطور است. من اگر کارهای باشم، نمیتوانم هیچکدام از دانشجویانی را که
فلسفه خواندهاند استخدام کنم، چون هیچی نمیدانند و سواد ندارند..." او حتی گفت "متاسفانه بعضی از اساتید هم خودشان اینگونه هستند" و در نهایت هم چنین گفت "این وضع برههای از تاریخ ایران است که در این
برهه «علم» کاربرد ندارد. کسی که در ایران زندگی میکند نمیتواند با
جامعهشناسی شغل پیدا کند، اعم از اینکه خوب درس خوانده باشد یا نه. مساله
کلیتر از یک رشته خاص است."
حمید محمدی قائممقام وزیر ارشاد گفت تحقق مطالبات رهبر جمهوری اسلامی را از سياستهای برگزاری نمايشگاه نوزدهم بینالمللی قرآن است که یکی از آنها «تحول قرآنبنيان علوم انسانی» می باشد.
عباس نبوی از شاگردان سابق محمدتقی مصباح یزدی در نوزدهمین نمایشگاه فرآن گفت "نبايد اجازه داد افراد سياسي كه تخصصي در علوم انساني ندارند در خصوص اسلاميسازي اين علم صحبت كنند،""در حال حاضر برخي از افراد از نقد علوم انساني نفع هاي مالي مي برند،" وحتی بیان نمود "براي رسيدن به اسلامي سازي علوم انساني بايد به اين باور رسيد كه علوم انساني رايج ناكام است، و به معناي واقعي بر ناكام بودن اين علوم واقف نشده ايم."
مدیرکل دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم، ابوالفضل حسنی، گفت "توسعه علوم انسانی در 12 رشته «حقوق، مطالعات زنان، حقوق بشر، مدیریت،
مدیریت فرهنگی و هنری، جامعهشناسی، علوم اجتماعی، فلسفه، روانشناسی، علوم
تربیتی و علوم سیاسی» منوط به «بازنگری، بومی سازی و بهروزسازی» شده است."
علی سعیدی، نماینده آیتالله خامنهای در سپاه پاسداران، گفت " همانطور كه سپاه در دفاع مقدس خطشكن بوده، در عرصه ورود به حوزه تحول در
علوم انساني و اسلامي كردن دانشگاهها نيز گامهاي بلندي برخواهد داشت. سپاه با تلاش در اين حوزه در صدد است به بزرگترين معضل و خلأ در
حاكميت ديني پايان دهد."
هیچ نیازی به گرفتن نتیجه خاصی از طرح این اظهارات نیست، نتیجه همین طرح است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر